تبليغاتX
درود به کچلای مو شرابی


درود به کچلای مو شرابی

PIc جریان چیست که هیچ وقت جسد آنهایی که ادعا دارند برای ما می میرند پیدا نمی شود_________!!?

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

خنجر برام بیارین
 من از تبار دردم
عمریه بی طلوعم
 مثل غروبی سردم

 ایینه داره غربت
با ادما غریبه
 هوای چشمای من
در حسرت یه سیب

تاریک سرنوشتم
فانوس من شکسته 
عمری بغضی سنگین
 راه گلومو بسته

از شب به شب رسیدم
 از کوچه ها به بنبست
 آی ادمای سر خوش
جایی برای من هست؟

جایی برای من هست؟

شبگرد قصه ی عشق تنها و بی پناهم
 اشکم رو گونه هاتون من سردی یه اهم
 
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
 
 
 
 
 
دلم نوشت امون بده
اگر که زشت امون بده
بزار بیام جهنمم میشه بهشت
 امون بده

امون بده  فقط یه بار
 این لحظه ام دووم بیار
گناه نمیشه محلتی
به من بدی بزرگوار
 
بزرگوار امون بده
 فقط یه بار امون بده
 امون بده

امون بده “امون بده بالی تا اسمون بده
منا اون بالا رو اوج بی دروغ نشون بده
  نگو تو کو
خونه کو

 گلپرایه خونه کو

نگو سوختیم منو تو
اون که میسوزونه کو

نگو وصل به یه اه
فرصت مارا نگاه

 برای یکی شدن
 دستاتا بده به من
 
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
 
 
 
 
 
سال کویثم و شگون ندارم
از هیچکسی خاطره ای ندارم
جز یه نفر که درب و داغونم کرد
بره بودم گرگ بیابونم کرد
اما دلم تو غربت بیابون
 از راهی که رفته نشد پشیمون
دل ای دل دیونه
کی قدرتو میدونه
برو فکر خودت باش
پر از گرگ زمونه
باز منتظر نشستی
اب میشی دسی دسی
تو هم باید مثل اون
دلشو میشکستی
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
 
 
 
 
 
 
خدا کنه که حسرت خوشی به قلبت بمونه
یه بیوفا مثل خودت ریشه هاتا به خشکونه
یکی باشه که هر نفس اتیش به جونت بزنه
بهت خیانت بکنه زخم زبونت بزنه
کاشکی اونم بدونه که خوبی بهت نیومده
 اینهمه خوبی اخرش چی به سر من امده
پشت سرت هر جا بری نفرین من به راهته
 به اون چشم دربه درت
به اون دل سیاهت
 همین قدرم که خواستمت
از سرتم زیادیه
فکر نکنی تو قلب من
یه لحظه از تو یادیه

خیال نکن به یادتم
 بدون که مردی تو دلم
خودت میدونی جای عشق
 نفرت و کاشتی تودلم
 واسه همیشه از دلم
 دیگه میزارمت کنار

تموم بی وفاییات
 از تو بمونه یادگار
 حالا که میری یه نظر
 پشت سرت رو هم ببین
 ببین که تنها نمیشم
 تنها تو باختی نازنین...
 
 امیدوارم از ترکیب عکس و شعر ها لذت برده باشین
 و اون احساسی را که باید
 بهتون انتقال داده باشه
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 11:12 قبل از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 
a3tib12jb18me0sgqery.jpg
نگاهم کن نگاهم کن
توو چنگ شب گرفتارم
یه دریا تو چشام دارم
ولی هرگز نمیبارم
به جز تو اشنایی نیست
رفیق وهم صدایی نیست
ولی حتی برای ما
پناهی جز جدایی نیست
منم از روزگار سوتو کور و
بی نفس خسته
منم تنها ترین اب توو
این چکه بارون بسته
ببین سبزینه ی فریاد تلخم
توو گلوم پژمرد دوباره
این منو دروازه های تا ابد بسته
کسی ویرونی عشقو
 توی چشمام نمیبینه
تو هم مثل همه بودی
تو هم من رو نفهمیدی!

l59haok41woo7ptx63m.jpg
 
 
 
باید رفت تا رهای را یافت
اما  باهای من زود بریدن
به نیمه راه نرسیده
هس بوچی را یافتم
اما برای رهاییش راهی نیست
گنگ سخن  میگویم
اما از عمق وجود 
خسته میگویم اما با امید
امید رهایی تا او
 
otmbalfjipsth53sbqad.jpg
نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 7:43 قبل از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 

5q8kty2egz0u0itha9sr.jpg

 

k1r9muy42fgk7wj8kh0.jpg

 

 

 

adjmhdycpwewymn5kbhj.jpg

 

5xgtqhcl9z0a5ce3wh2k.jpg

نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 3:55 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 10:16 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
cswrwq6kjtde0nydjk48.jpg بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 2:31 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 
27ha6n25t8rg0r1pe6c.jpg
بمیرم واسه بغض تو
فکر منو نکن برو
دلو اسیر من نکن
اگه دوسم داری برو
تورو خدا گریه نکن
تصمیم اخر و بگیر
چارپایه را بکش برو
چارپایه دستاشا بگیر
با دست عاشقت بزار
تناب و دور گردنم
میخوام فقط عدا کنم
حقی که مونده گردنم
 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 6:47 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 
vlas6yw2klys3riw6m6.jpgنه باورم نمیشه که تو منا از یاد ببری
تولدم شد بی وفا از تو نیومد خبری
چشمای من خشک شد به در
حالا کی بی وفا تره
بال و برش دادم ولی
دیگه واسم نمیپره
اینا بدون دستای من گرمی دستات رو می خواد
تو رو به عشقمون قسم اون روزا را یادت بیار
حتی دیگه خدامونم به دادمون نمیرسه
گریه ننکن که دسمون به دسه هم نمیرسه
تو رو خدا بهش بگین صبر منم سر امده
خدا به من بگو چرا خوشی به من نیومده
بهش بیگین سراغشو از کس و ناکس میگیرم
بهش بگین اگه نیاد تو انتظارش میمیرم
اخه چرا نگاه اون چنگی به دل نمی زنه
میگن یکی تو قلبش جونم و اتیش میزنه
فقط خدا ازت میخوام دست توی دستش بزارم
جز ارزوی دیدنش هیچ ارزویی ندارم
بازم میگم دوست دارم کاش عشقمون جون بگیره
برگرد بیا به کلبمون تا سروسامون بگیره
ببخش اگه قسمت نشد تو چشم تو نگاه کنم یا سر رو شونت بزارم اسم تو رو صدا کنم
تو هم منو بزار برو اما بدون رسمش نبود
جز تو اخه  کیا دارم دلیل رفتنت چی بود
اون که نخواست پیشم باشی باید خودش صبرم بده
خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بدهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 6:46 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 

iq48p7t5f1a3sr80zqfp.jpg 

تو ای دلبر که پرسی حال ما را
که میگوید یاد کن اشنا را؟
مرا در مانده ی حسرت جه خواهی؟
که می گوید دردم را دوا کن
چو از احوال رارم یاد کردی
دباره دست مرگ اد من رها شد
رها کن دامنم را تا بمیرم
که جانم خسته زین رنج و بلا شد
نمی دیدی دلم دیوانه ی توست
نپرسیدی چرا حال دلم را؟
به در گاه تو زاریها نکردم؟
چرا پس حل نکردی مشکلم  را
تو میدانی که لیلای تو ام من
تو میبینی که مجنون منی تو
هنوزت می پرستم می پرستم
زند گه تیشه غم بر ریشه ی من
هنوزت با دل و جان دوست دارم
تویی سرمایه ی اندیشه ی من
تو ای دلبر که پرسی حال ما را
که می گوید یاد کن اشنا را؟
مرا درمانده ی حسرت چه خواهی؟
که می گوید دردم را دوا کن؟
که  گوید یاد کن بیمار خود را؟
که گوید با خبر از حال من باش.
اگر یادم نئحی حالم چه پرسی
وگر یار منی پس مال من باش
فریدون مشیری““بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 12:30 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 
بگوئیدشانعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی
من دیدم عابری دعا میخریدعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی
وثروت میفروختعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی
من دیدم قلبی عشق گدایی می کردعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی
شاید گلی پرمرده باشدعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی
شاید...عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی
لذتی بود در تبسمعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی
لذتی بود در لمس گلبرگ بنفشهعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی
لذتی بود در نگاهی“ررف“ ررف تر از ایمان به اسمان
لذتی بود در درک سیاهی شب
تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   
لذتی بود در هم صحبتی شقایقتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   
لذتی هست...آری“لذتیتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   
عابر های خیابان مترو“که دل را صدا کنید ارام بگوئید
دلم تنگ شده
تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   
بگوئید دلم براب یک لبخند یک صدا تنگ شدهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   
بگوئید دلم برای ناله ی ساز عشفه ی رز  لبختصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com    ند های بهار نارنج استواری سپیدار برای اواز رود
دلم برای زندگی تنگ شده
تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   
بگوئید“بگوئید تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   
ارزوی عابران خیابان دل“تن تقدیر می لرزاندتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   
بگوئیدشانتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   
کسی که در شب صدایشان میکردتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   
بگوئیدشان...تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 12:3 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 
بهاربيست                   www.bahar-20.com
خط اخر
بهاربيست                   www.bahar-20.comهشتاد و هشت هفته“خط های روی دیوار
تصویری از همیشه“ تکرار پشت تکرار
این جا میان مردم چون سایه نا شناسم
مردی اسیر گریه درهاله های سیگار
بانو کجای شعری؟این اخر تقلاست
دیگر رقم ندارم بروی چوبه ی دار
دستان پیچک غم پیچیده بر گلویم
می گوید ای عاشق چیزی نمانده اخطار!
این خط اخر اما افسوس بر نگشتی
فردا میان کوچه مردیست مرده انگار
پایان
 
 
بهاربيست                   www.bahar-20.com
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 
اهای خدای مهربون
طوفان زده به شهرمون
شبونه زوزه میزنه
بلعیده باز افکارمون




کرکسا باز حمله ورن
رو ادمای بی حواس
رو دخترک های جوون
نو عروسای بی حراس




شالیزارا سوزونده شد
پای  عیش چنتا جوون
دست رنج عمر حاجی بود
جوونی که یه شب خوشی
معامله با همه عمرش شده بود



کبوتر مهربونی
 پر کشیده از روی بوم
همه ی رنگا را زده
 رنگی نمونده بزنه
 ایندفعه نقاش روی بوم




باد بادک ارزو ها از دسته بچه ول شده
چشاش هنوز به اسمون
به بادبادک دور شده




رحم نکردن به کسی
عصای کور و دزدیدن
تن عروس ساده لوح
جون جوون و بلعیدن




مشت گره کن تو بزن
 جوری بزن بلند نشن
اهریمنای دوزخی
نمیشه اسوده گذشت
از اه اون دخترکی…



شیشه همسای شکست
با توپ بی عدالتی
شیکم توپ و پاره کن
که صاحب
چاقوی این ایالتی




بزار که این نو عروسا
جشن بگیرن “دعوت بشیم به جشنشون
بزار که باز پس بگیرن
ابروشون”جوونیشون




بزار که پسر حاجی
 سرش رو بالا بگیره
یه یا علی بگه و باز
دستای بابا بگیره


بزار که باز رنگی خوشی
تو شهرمون جا بگیره
هر کی حسود ای خدا
همنجا یک جا بمیره



پناه بر خدا برم
از حیله ی اهریمنان
“پایان”اگه میخوای واسه این مطلب نظر بدی به مطلب بعدی برو اونجا نظر بزار دوس داشتی اونم بخوون
نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 2:6 بعد از ظهر توسط سحر|

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار الود ودور
یا خزانی خالی از فریاد و شور
مرگ من روزی فرا خواهد
 رسید روزی از این تلخ وشیرین روز ها
روز  پوچی همچون روزای دگر
سایه ای زامروز ها”دیروز ها
دیدکانم همچو دالان های  تار
گونه هایم همچو مرمر های سرد
ناگهان خوابی مرا خواهد ربود
 من تهی خواهم شد از فریاد و درد
میخرند ارام روی دفترم
دستهایم فارغ از از افسون شعر
یاد میارم که در دستان من
روزگاری شعله میزد خون شعر
خاک میخواند مرا هر دم به خویش
میرسند از راه که در خاکم نهند
اه شاید عاشقانم نیمه شب
گل به روی گور غمناکم نهند
بعد من ناگه به یک سو میروند
پرده های تیره ی دنیای من
چشمهای ناشناسی میخزند
به روی کاغذ ها و دفتر های من
در اتاق کوچکم پا مینهد
بعد من با یاد من بیگانه ای
در بر ایینه میماند به جا
تار مویی”نقش دستی”شانه ای
میرهم از خویش و میمانم زخویش
هر چه به جاماند ویران میشود
روح من چون بادبان قایقی
در افق ها دور و پنهان میشود
میشتابند از پی هم بیشکیب
روزه ا”هفته ها”ماه ها
چشم تو در انتظار نامه ای
خیره میماند به چشم راه ها
لیک دیگر پیکر سرد مرا
میفشارد خاک دامن گیر خاک
بی تو”دور از ضربه ای قلب تو
قلب من میپوسد انجا زیر خاک
بعد ها نام مرا باران و باد
نرم میشویند از رخسارسنگ
گور من گمنام میماند به راه
فارغ از افسانه های نام و ننگ
پایان
 

 
مامان یعنی شنبه یه شنبه دوشنبه
بابا  یعنی سه شنبه چهار شنبه  پنج شنبه
مامان و بابا یعنی:
جمعه ساعت چهار بعد از ظهر
وقتی بابا داره منا به مامان تحویل میده
نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 10:39 قبل از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
دوس جونام منتظلم

 

dokhmalZesht.blogfa.com

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 10:44 قبل از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 0:37 قبل از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
هر کی شرکت نکرده بشسمون میشهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com بروووووووووووو بایین نتایج رو ببین نتایج مسابقه کلمه رو

اونا که برنده نشدن نا امید نشن ایشالا دفعه بعدیتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 10:2 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
سناااااااااااااااااام امیدوارم در هر دو مسااااااااااابقه شرکت کنین یادتون باشه بدون شروار ورزشی کسسسسسسسی را راه نمیدیم
نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 11:24 قبل از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

سلاااااااااااااااااام هووووووووووووووورا مسابقه یه کلمه مگم ادامش و بگین:

 

سر ـ ـ ـ  حروف بعدیش چیه زود بگو برنده از گوسفند ما جایزه میگیره

 

نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 11:19 قبل از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 
روز اول امدن بهم خبر دادن دعوت شدی به مهمونی کلی خوشحال شدم چون مثل سال های قبلی اجازه داشتم تو این مهمونی بزرگ شرکت کنم از شدت زوق بدونه اینکه اماده بشم و بار و بندیلمو جم و جور کنم رفتم به سمت قرار گاه تو راه ادما را میدیم که مثل من دارن میرن اونجا تا خود قرار گاهو دویدم وقتی رسیدم اونجا از لا به لای جمعیت بی وقفه گذشتم وارد سالن که شدم دیدم جمیت حلقه زدن و یه چیزی می خونن قدم نمیرسید هر چی بالا پاین پریدم چیزی ندیدم یه پیر مردی کنارم از لا به لای  جمعیت امد ازش پرسیدم چه خبره لبخندی زد و گفت اولین بارت میای اینجا منم که یه جورایی به تیریپ قبام بر خورد گفتم نه!ولی اینا تا حالا اینجا ندیدم در حین کل کل کردن با پیر مرد جمیت پراکنده تر شد بلخره تو نسم دو تا خط اول اون تابلو را بخونم نوشته بود شرایط این میهمانی خندیدم و گفتم همین!بابا دسخوش حتما اینا تا حالا نیومدن من قوانین رو فوووووووولم نخورید و نیاشامید... سرم و که بر گردوندم دیدم پیرمرد زل زده به من نگاهمو سری ازش گرفتم و زیر لب گفتم اه پیرمرد خرفت ملوم نیست چه مرگشه... راما گرفتم سمت در ورودی و رفتم تو هوووو مثل هر سال مملو از جمیت الان چند روزی هست اینجام اینجا هر کی یه کاری میکنه کسل شده بودم افکارم میگفتن چه مهمونیه بیخودی گشنگی و تشنگی بخوریم که چی بشه اخه  که یهو یه چی جرینگی خورد به مخم یاد تابلو افتادم یادم شرایت دیگه ای هم بود که من نخوندم با سرعت خودم و جم وجور کردم و گذاشتم کنار دیوار اما روی دیوار اثری از تابلو نبود برداشته بودنش چون چند روز گذشته بود و همه ی مهمونایی که می خواسن بیان تا اون موقعه امده و خونده بودن نفسی کشدم و با پا هایی که خش خش رو زمین میکشیدم بر گشتم سر جام و دراز کشیدم و دستام رو زیر سرم گذاشتم چشمام رو بستم که یهو دیدم یه صدای نسبتا اشنا گفت بسم اله لا رحمان رحیم...زیر یه کی از چشامو باز کردم دیدم همون پیر مردس پیش خودم گفتم یه کی نیس به این بگه اخه فضول مگه تو صاحب خونه ای که رفتی بالا ممبر چشام و بستم وپاهاما تو دلم جم کردم و به سمت یکی از شونهام چرخیدم تا نه ریختش و ببینم نه به چرندیاتش گوش کنم غافل از اون که گوشای من چه بخوام چه نخوام امواج صوتی را دریافت میکنه تو این فاصله مقدمش تموم شده بود و رفته بود سر اصل مطلب(شرایط یک روزه دار)......1)نخورید و نیاشامید2)زابانتان روزه باشد 3)چشمتان روزه باشد4)گوشتان روزه باشد5)دستتان روزه باشد یک روزه دار باید تمام عضای بدنش روزه باشد...اینا را که گفت انگار یه تریلی 18 چرخ از روم رد شد با خودم گفتم زبون روزه من که دروغ واسم مثل ابنبات خوردن.چشم روزه منکه تو ماه روزه هاهمش در حال شیطونی بودم دست روزه من با دستم چه چیزا که تو وبم نمی نویسم چه شهادتای دروغی که واسه پول ندادم چه جعل امضا هایی که نکردم بغض گلوم گرفته بود دویدم طرف اون پیر و روی پاهاش اشکاما رخیتم گفتم غلط کردم اشتباه کردم پشیمونم امدم ازش بپرسم کی؟ که احساس کردم صدای مادرم میاد که داره میگه سحر جان مامان پاشو سحر شده باید سحری بخوریم حرصم گرفت بد موقه بیدارم کرده بود بش گفتم مامان توجه کردی تو این یه جمله چنتا سحر گفتی و سرم بردم زیر پتو که گفت تنبلی نکن پاشومجبور میشی بی سحری بگیریا...امیدوارمتونسه باشم منظورمو بفهمونم  به امید روزی که بتونیم روزه دار واقعی باشیم نماز روزه هاتون قفول دوستان نظر یادت نررررررررررررررررررررررررررره
نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 12:41 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 
 
می خوام که با کشتن تو
 خودمو اسوده کنم
دستای مهربونمو
به خونت الوده کنم
میخوام کبودت بکنم
باسیم لخت اهنی
اینه سزایه کار تو
ای تیره بخته ناتنی
عکس قشنگ تو و من
 رو صفحه های نشریه
میگن که من قاتلتم
 اینم خودش افتخاریه
میخوام که دفنت بکنم
تو چاله میدونا عزیز
بخوای نخوای میکشمت
بسه دیگه اشکی نریز
خوب میشه با شکنجه هامرگو تمنا بکنی
تشنه ی خونتم ”بدون هر چه قدم دعا کنی
خونه تو قسمته منه خورد و خمیرت میکنم
اخر نفرتم دیگه طفلی اسیرت میکنم
وقتی تموم شد کشتنم
خودم میام کنار تو اسم منم رو قبرته
بودم یه روزی یار تو...منا از نظراتان بهرمند کنین خشملا
نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 10:52 قبل از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 
بی معرفت
اینجوری!
مارا تو کردی مزحکه
باید که نفرینت کنم یا که بگم مبارک
یا که بگم مبااااااااااااااااارک
یکی بهم خبر داده دو روز دیگه عروسیتو
دستای اون رقیب من بجای من تو دست تو
فک میکن نمیدونم از همه جا بیخبرم
انگار دارم خواب میبینم هنوز نمیشه باورم
حلا که خنجرم زدی با اون عزیز و مهمونت
قلبم و از سینه درار برای اینه شمدونت
از توی اون دسته گلا
که دورتون حلقه زدن
 یکی از اون شاخه هاشا
 بزار روی مزار من
نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 10:37 قبل از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 
بازم چراغ قرمز شد
ترافیکو نمیبینی
خسته و دلمرده شدی
از زندگی ماشینی
دخترکی میاد جلو
یه دست گل تو دستاشه
لباسش گل اناره و
 چشاش به رنگ برگاشه
ماشینارو دور میزنه
اهای اقا گل نمیخوای؟
خیلی ارزونه به خدا
 سوسن و سنبل نمیخوای؟
یه ماشین شیک و گرون
زل میزنه به اون یه بند
سرش رو میاره بیرون
بهش میگه:گل شاخه چند؟
دختر بهش خیره مشه
 با دست می ماله چشاشو
میخواد که بهتر ببینه
شاهزاده ی رویاهاشو
میاد طرفشومیگه
از کدوماش میخواین اقا؟
پسر اشاره میکنه
 یه شاخه از اون گل سرخ!
یه شاخه گل بهش میده
قرمز مثل یه قطره خون
پسر با خود فکر می کنه
 خدایا این گل یا اون
هر دو به هم خیره میشن
 هردو دلاشون بیقرار
صدای قلباشون شده
ساعت ثانیه شمار
چه زود چراغ سبز میشه
بازم وقت عبور مشه
دختر گلاش تو دستش
پسر میره و دور میشه
نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 9:46 قبل از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 
شبی از شبها“ای تو آینه ی هر پاکی ای پاک
باتو باور کردم که جهان خالی از اینه ی پاکی نیست
شبی از شبها یار من پاورچین پاورچین
از در خانه برون رفت“من ندانستم کی باز امد و کجا بود
آن قدر بو کردم که تنش بوی دلاویز تو را با خود داشت
شبی از شبها تو مرا گفتی شب باش
من که شب بودم و شب هستم وشب خواهم بود
شب“شب گشتم به امیدی که تو فانوس نظر گاه شب من باشی
خوشتان امد...حلا برو بایین عکس هم ببین خوشت امد نظر بزار ممنون عسسسسسسسسسسسیسم
نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 6:11 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

چه گریزیست ز من؟
چه شتابیست به راه؟
به چه خواهی بردن
در شبی این همه تاریکی“پناه؟
مرمرین پله ی آن غرفه ی عاج!
ای دریغا که ز ما بس دور است
لحظه ها را در یاب
چشم فردا کور است
نه چراغی است در ان پایان
هر چه از دور نمایان است
شاید ان نقطه ی نورانی
چشم گرگان بیابان است
می فرومانده ز جام
سر به سجاده نهادن تا کی؟
او در این جاست نهان
میدرخشت در می
گر به هم اویزیم
ما دو سر گشتهی تنها“چون موج
به پناهی که تو می جویی“خواهیم رسید
اندر ان لحظه ی جادویی اوج
نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 11:52 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 
یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچهی ما دوره گرد
داد میزد:کهنه قالی میخرم
دسته دوم جنس عالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم
گر نداری کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت اهی کشید بغضش شکست
اول ماه است ونان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت اقا سفره خالی میخرید
فرا رسیدن ماه رمضان مبارک
نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 10:10 قبل از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 12:42 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 9:26 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
صبر کردن دردناکاست و فراموش کردن دردناکتر ولی دردناکتر از همه این که نونی باید صبر کنی یا فراموشi0tbjx4i7r23zrx2o1an.jpg
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 4:9 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 
دختری هستم از جنس بارون“ با احساساتی به نرمی بهار“ با دلی شیشه ای رنگ“ با نگاهی خیره به اسمان تاریک شب“ با قامتی همچون سرو“ وبا یک دنیا ارزوی حبابی ”همسایه ی ابهاماتم ”رفیق دیرینه ی غم“ لباس تنم ساده از جنس صداقت“رنگ تنم تیره از افتاب بی وفایها“شاگرد حق“استاد ساده گذشتن ها“دشمن فراموشی ها“دست در دست بغض دادام“دلبسه به دل تنگیها“همراه سایه ها“هم بازیه بادها" همبسترتنهایی” جای بوسه ام برصورت وحشت“خورد و خوراکم کینه“کارم سکوت بی وقفه ”گفتارم لبریز از ناکامیست ”اشتیاقم پر گوشودن تا او...این منم
...یکی از کارای خودم بود امیدوارم خوشتون امده باشهgek71at47nfapxauv772.jpg
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 3:54 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 
تنم از حادثه خسته
دلم از غصه شکسته
یه مسافر غریبم
راهیه یه راه دورم
ناجی شکسته بالم
که تویی تنها نشستی
ای که واسه خاطر من
 دل مردم و شکستی
پر بغض وگریه بودم
 تو رسیدی تا بخندم
واسه پیدا کردن تو
 دل به جاده ها میبندم
راهیه یه کوله راهم
کوله بار عشق و بستم
دیگه از خودم بریدم
دیگه از اینه خستم
تویی کعبه ی وجودم
دور چشمه ی تو کشتم
نکنه دلم گلایه
باید از تو می گذشتم
میخوام این عشق قشنگو
از نگاهت پس بگیرم
نمیخوام مثل پرنده
توی این قفس بمیرم
ای نگاه ابی ناز
کاش تو مهربون نبودی
میون این همه ادم
 تو یه همزبون نبودی
لحظه ی گذشتن از تو
اخرین لحظه ی دیدار
واسه تو از تو گذشتم
همینو میگن یه ایثار
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 7:48 بعد از ظهر توسط سحر| |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 
نمیدونم از کجا شروع کنم قصه ی تلخ سادگیم ونمیدونم چرا قسمت میکنم روز های خوب زندگیموچرا تو اول قصه همه دوسم میدارن وسط قصه میشه سر به سر من میزارن تا می خواد قصه تموم شه همه تنهام میزارن میتونم مثل همه دو رنگ باشم دل نبازم میتونم مثل همه یه عشق بادی بسازم تا با یه نیش زبون بترکه و خراب بشه تا بیان جمش کنن حباب دل سراب بشه میتونم بازی کنم با عشقو احساس کسی میتونم درس کنم ترس دلو دلواپسی میتونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم میتونم پشت دلا قایم بشم کمین کنم ولی با این همه حرفا منم مثل اونام یه دروغگو میشم همیشه ورد زبونام یه نفر پیدا بشه به من بگه چیکار کنم با چه تیری اونی که دوسش دارم شکار کنم من باید از چی بفهمم چه کسی دوسم داره توی دنیا اصلا عشق واقهیی وجود داره
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 7:47 بعد از ظهر توسط سحر| |


Design By : Night Skin